تبليغاتX
سرود شادی

سلام عشق من.امیدوارم خوب باشی.دلم سخت برات تنگ شده.میدونم هیچ توجهی به من نمیکنی.اما من همه فکرم پیش تو است.همش.دلم میخواست کنارم باشی.اما تو منو از یاد بردی.تقصیر من نبود که اینجوری شد تو خیلی بد برخورد کردی و من اصلا نمیخواستم اینجوری بشه.من تحمل هیچ چیز رو نداشتم.حالا اصلا نمیدونم چی کار کنم.هر کاری کردم که وضعمون بهتر بشه و برگردی.اما انگار تو دیگه نمیخوای با هیچ کس باشی 

+ نوشته شده در  دوشنبه چهارم مرداد 1389ساعت 12:21  توسط سنگ صبور  | 

سلام.همیشه از کارهایی که میکردم لذت نمیبردم.اما الان نهایت لذت رو میبرم.چون فکر میکنم باید دو روز زندگی رو لذت ببرم.الان فکر میکنم کارهایی که میکنم همش باب میل منه و حتی الامکان اشتباه نیست.دارم کلاس زبان میرم و سخت میخونم.خیلی سخت که نه چون هنوز راه نیافتادم اما خوب خیلی از چند سال قبلم بهتر شدم.فقط یک سری مشکلات تو محیط کارم حس میکنم که اونم امیدوارم با تلاش و صبر من برطرف بشه.دوستای زیادی دور و برم نیستند ولی آدمهای بدی هم نیستند.من سعی میکنم که یک رابطه کوتاه و معقول داشته باشم باهاشون.نمیدونم چرا حس میکنم خیلی از نظر شخصیت بزرگم و دلم نمیخواد خودم رو کوچیک کنم.یا شاید در نظر دیگران بد جلوه کنم.
+ نوشته شده در  دوشنبه چهارم مرداد 1389ساعت 10:46  توسط سنگ صبور  | 

ما انسانها هیچ وقت نمیفهمیم که چقدر تنهاییم. درست زمانی که نیاز به کمک مادی یا معنوی داریم میبینیم کسی دورو ورمون نیست. اون موقع هست که نگاه میکنیم و به تنهایی خودمون پی میبریم. و دلمون میخواهد برای فرار از تنهایی دست به هر کاری بزنیم. بی خبر از اینکه اگه قرار بود با انجام هر کاری از تنهایی در بیایم از اول تنها نمیموندیم. این ذات آدمهاست که همیشه اول به فکر خودشون هستند آخر هم به فکر خودشون هستند. مامانم یک دایی داشت که در کودکی مادربزرگم فوت شده بود. همیشه به مادر بزرگم نصیحت میکرده و میگفته خواهر جونم دوست آدم جیب آدمه وقتی پر از پوله خیلی دورو ورت شلوغه اما وقتی بی پول میشی دیگه کسی حتی به قیافت نگاه نمیکنه. دیگه زشتی و زیبایی صورت حتی سیرت برای آدمها مهم نیست فقط پول است که برای به دست آوردنش حاظرند دست به هر کاری بزنند. همه دوست دارند دوست پولدار داشته باشند، همسر پولدار داشته باشند تا خلاء های مالی زندیگیشون

پر بشه و این خیلی براشون لذت بخشه. یا اونایی که پول دارند دوست دارند با هم سطح خودشون باشند. دیگه کسی به پایین تر از خودش نگاه نمیکنه. و حتی دست کسی رو نمیگیره. کسی نمیاد به یک بچه یتیم مهبت کنه. به کسی که همه زندگیشو یک شبه باخته از نظر روحی کمک کنه. برای همینه من ترجیه دادم که دیگه نه هیچ دوستی داشته باشم نه ازدواج کنم. نه برای این مسائل. کلا اگه تا الان تنها موندم حتی بدون هیچ دوست صمیمی از الانم از تنهایی لذت میبرم.

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه دوم مرداد 1387ساعت 11:23  توسط سنگ صبور  | 

سلام.دوستان گلم پیشاپیش روز پدر رو به شما تبریک میگم به خصوص به پدران گرامی و امیدوارم همیشه سایتون بالا سر فرزندان و خانوادتون باشه. راستی برای شادی روح پدر من دعا کنید
+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و پنجم تیر 1387ساعت 10:27  توسط سنگ صبور  | 

دوستان گلم لطفا بیاید برای شفای مریضان دعا کنیم و برای شادی روح از دست رفتگان
+ نوشته شده در  دوشنبه هفدهم تیر 1387ساعت 8:43  توسط سنگ صبور  | 

آره نه نمیخواهم. نیاز به محبتت ندارم. آره با تو هستم. نیاز ندارم بهم ترحم کنی چون میدونم نمیتونی خودتو بزاری جای من و منو درک کنی. پس از تلاش بیهودت دست بردار. فقط بهت بگم من از ترحم بدم میاد. بدم میاد. بدم میاد
+ نوشته شده در  یکشنبه شانزدهم تیر 1387ساعت 11:49  توسط سنگ صبور  | 

نامه ی تو چقدر زیبا بود
نامه ی تو چقدر زیبا بود
هر خطش را سه مرطبه خواندم
بعد آنرا به روی یک دفتر
تا نخورده قشنگ چسباندم
نامه ی تو چقدرخوشبو بود
بوی گلهای رازقی می داد
حرفهایت هنوزهم طعم عطر پاییز عاشقی میداد
گفته بودی عجیب دلتنگی
دل من هم برای تو تنگ است
پیش من هم غروب غمگین است
پیش من هم طلوع کم رنگ است
خوشم آمد چقدر دانایی
خوشم آمد چقدر دانایی
حالی از حال من نپرسیدی
ولی از پشت قاب دلتنگی
زردیم را چه زود فهمیدی
یاس زرد دو خانه آنورتر
داشت دیشب تو را دعا میکرد
تشنه بود و نبودی و او داشت التماس پرنده ها میکرد
گفته بودی ز غیبت باران باز هم درد مشترک داری
تا بخواهی شقایق تشنه
گل سرخ پر از ترک داری
دوریت کار دست من داده
فاصله که میان ما کم نیست
هیچکس روزگار و اقبالش مثل ما بی نشان و مبهم نیست
فکرت اینجا میان گلدان است
جلوی چشم آرزوهایم
تو خودت را به جای من بگذار
تو خودت را به جای من بگذار
تو دلت سوخت من چه تنهایم
سالها میشود که با عکست توی این شهر زندگی کردم
با یکی دو تماس کوتاهت ماهها رفع تشنگی کردم ولی آخر چقدر بنشینم
نامه ای حرف روشنی چیزی
گل خشکی میان این کاغذ که به آن وعده ای بیاویزی
بنویس از خودت از این نامه
دو سه خط مختصر فقط فهرست
فقط اینبار خواهشی دارم
عکس تازه برای من بفرست
بنویس از خودت از این نامه
دو سه خط مختصر فقط فهرست
فقط اینبار خواهشی دارم
عکس تازه برای من بفرست
+ نوشته شده در  یکشنبه شانزدهم تیر 1387ساعت 7:33  توسط سنگ صبور  | 

یادمه اولین روز، گونه هامو تر کردید
وقتی دیدی دیوونم، حرفامو باور کردید
خیالتون راحت شد، که بی شما میمیرم
محبتو از اون وقت، کمتر و کمتر کردید
گفته بودید با من، حتی اگه نباشم
کلاغ خبر میاورد، شبو با کی سر کردید
شما دوسم نداشتید، از چشماتون می بارید
شما دوسم نداشتید، از چشماتون می بارید
نمی دونم شعرامو، واسه چی از بر کردید

از هرجا می گذشتید، گل به پاتون می ریختم
شما به جاش تو قلبم، هزار تا خنجر کردید
عزیز بودی فراوون، زجرم دادی چه آسون
وجودتونو با زجر، واسم عزیزتر کردید
به یادتون نمونده، تو اون غروب پائیز
به یادتون نمونده، تو اون غروب پائیز
پیش هزار تا شاهد، دستم انگشتر کردید؟

چه روزایی که شونه ام، پناه اشکاتون شد
رو زانوای خسته ام، خستگی رو در کردید
انگار خوشی نمی خواست، من مزه شو بفهمم
یه روز که گل می دادم، نداده پرپر کردید
چیزی نبود تا اون روز، آروم بودیمو خوشبخت
تمام این کارا رو، اون روز آخر کردید
پس نذرامون چی میشه؟
پس نذرامون چی میشه؟ حتماً به یادتون نیست
واسه ضریح آغا، نذر کبوتر کردید

حق با شماست من کجا، شما کجا و تقدیر
میوه خوشبختی رو، همیشه نوبر کردید
من که چیزی نگفتم، که دلتون گرفته
این اولین باره که، شما با من قهر کردید
همون کلاغه می گفت، یه جا شما رو دیده
انگشترو تو دستِ، یک کس بهتر کردید
من که پسش ندادم، دادم به همسایتون
گفتم دیگه درست نیست، شما ما رو ترک کردید

یه چیزی می نویسم، خدا منو ببخشه
اگه یه وقت بهم خورد، منتظرم بر گردید
یه چیزی می نویسم، خدا منو ببخشه
اگه یه وقت بهم خورد، منتظرم بر گردید
...

+ نوشته شده در  یکشنبه شانزدهم تیر 1387ساعت 7:24  توسط سنگ صبور  | 

با خودم فکر کردم ای کاش میشد خودتو جای من بزاری. اما بهم گفتند تو این زمونه کسی نمیاد خودشو جای پایین تر از خودش بزاره. همه دوست دارند جای بالا تر از خودشون بزارند. حرف آدمها راسته. اول خدا بعد خودشون بعد هم خودشون. بعضی ها هم اول خودشون بعد هم خودشون آخر هم خودشون
+ نوشته شده در  شنبه پانزدهم تیر 1387ساعت 23:55  توسط سنگ صبور  | 

دوستان ممنون از این همه توجه و نظری که به وبلاگ من میدید
+ نوشته شده در  سه شنبه یازدهم تیر 1387ساعت 15:37  توسط سنگ صبور  |